از شهر حافظم و به حکم تقدیر ساکن تهران و بهارهاي عمرم همسان با بهارهاي انقلاب. آرزويم اين بود که طلبهء درس هاي مکتب جعفري باشم و حال امیدم که مشمول «یحملون اسفارا» نباشم!

تا دوباره ناصحان از باب نصیحت زبان به داستان سرایی نگشایند بگویم که بزرگترین تلاشم حسن تبعل است که امیر بیان فرمود: جهاد المراة حسن التبعل. تا داور به تلاشم چه نمره ای دهد.پس با ايسم ها مشغولمان نکنید

مثل همهء سالهاي زندگي ام لطف خداوند شامل حالم شده و ناآرام بزرگترين آرامش زندگي ام

و امير علي!... اميد دارم که سربازي کند در رکاب بشراي ِ بزرگ جهان به عدل و صلح ، مهدي موعود


 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله

ألا و إن الحسين بابٌ من ابواب الجنّه

آگاه باشید؛ و همانا «حسین» علیه السلام، دری از درهای بهشت است. .

 


آن سيه چرده که شيريني عالم با اوست.... چشم ميگون  لب خندان دل خرم با اوست * گرچه شيرين دهنان پادشهانند ولی... او سليمان زمان است که خاتم با اوست *
 

۱۳۸۸/۱۱/۱٤  

امروز نوبت ماست ...

 یکی از یاران علی(ع) طرماح بود
او با خیال خیلی خوشی با اباعبدالله عشقبازی می کرد و با یارانش به سوی کربلا می آمد و می گفت من داستانش را شنیده ام و حسین به شهادت خواهد رسید
رسیدند کربلا و محاصره در حال تکمیل بود که طرماح به یارانش گفت بروم از حسین اجازه بگیرم تا آذوقه ای برای خانواده ام ببرم، چون می دانم در این صحرا به شهادت می رسم
از خیمه آمد بیرون، دیدند گریه می کند. گفت فدای غربت حسین فاطمه بشوم که به من گفت اگر می روی، زود برگرد. می شناخت حسین را
همین که گفت زود برگرد، فهمید که حسین خیلی غریب است
رفت آذوقه را رساند و به تاخت برگشت، وقتی رسید که سر حسین بالای نیزه بود. طرماح ! جا ماندی؟!  داستان جامانده های کربلا که مفصل است

 

در ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۱۱/٢  

 

به نقل از حسین قدیانی 

دیشب، سازمان هواشناسی گزارش داد: «اینک در بهار آزادی»، همه جا آفتابی است. و «فردا چو بهار آید صدلاله به بار آرد» و همه جاده‌های کشور باز است. الا جاده انقلاب که در آن چند بهمن افتاده به این بزرگی! از برف رشته‌کوه بی‌بصیرتی، جاده مه‌آلود است. و از ماموران پرتلاش اداره راه، کاری ساخته نیست
خمینی ای امام، خمینی ای امام" امسال زودتر بیا ..... من می‌دانم امسال هم که بیایی،  می‌روی بهشت‌زهرا(س) و برای شهدای راه انقلاب، فاتحه می‌خوانی. شهدایی که قرآن گفت زنده‌اند، شهیدان اسلام‌اند. و امروز عده‌ای می‌خواهند از زنده‌هایی که راست‌راست راه می‌روند، شهید بسازند
امسال زودتر بیا خمینی. من دلم برای تو تنگ شده و برای «الله‌اکبر»ی که «مرتضایی‌فر» گفت. اماما ! دیروز عده‌ای معدود، پشت‌بام رفتند و الله‌اکبر گفتند که ترجمه‌اش این بود آمریکا بزرگ‌تر از آن است که وصف می‌شود امروز اماما ! «ما نغمه الله‌اکبر بر زبان داریم» و البته قرائت‌ها از دین زیاد شده و کم مانده صدای آمریکا بر «چهل حدیث» تو تفسیر بنویسد
اماما! امسال زودتر بیا. لااقل به خاطر خامنه‌ای ! مگر نگفتی که سیدعلی چون خورشید می‌درخشد؟ اینجا اما عده‌ای پشتیبان آمریکا شده‌اند. و به خورشید پشت کرده‌اند و بر اصل ولایت‌فقیه، شعار مرگ می‌دهند ! و عده‌ای از تو دم می‌زنند تا او را بکوبند ! و از همت حرف می‌زنند تا ما را بکوبند
اماما ! باز هم بیا. امسال زودتر بیا. تا برایت بخوانیم «تو شمشیر خدا بر قلب کفار گران‌جانی»، «غریو لاتخف سر ده به گلبانگ مسلمانی
اماما !  «ما چون خمینی رهبری روشن‌زبان داریم» که تو گفتی لیاقت رهبری دارد! و ما هر وقت دل‌مان برای تو تنگ می شود، خامنه‌ای را نگاه می‌کنیم ... ؛

بعدالتحریر:
آقای خامنه ای مقصر است !
آقای خامنه‌ای مقصر هستند چون از همان ابتدا قواعد بازی سیاست را رعایت نکردند !سیاست می‌گوید که «می‌توان مردم را تا پای صندوق‌های رای آورد، اما رای آنها را حساب نکرد!» سیاست می‌گوید «می‌توان مردم را به جان هم انداخت، تا بزرگان در بالا مشغول چانه‌زنی شوند» اما آقای خامنه‌ای از همان روز اول، بازی سیاست را کنار گذاشت
ما دلسوزانی داریم که مردم را قبول دارند، اما اعتقاد دارند که مردم گاهی اشتباه می‌کنند و نباید اجازه اشتباه را به آنها داد ! به نظر من آقای خامنه‌ای باید حرف این بزرگان را گوش می‌کرد و به نظر آنها احترام می‌گذاشت. مردم عزیزند، ولی بعضی وقت‌ها واقعا نمی‌فهمند! البته این اشتباه آقای خامنه‌ای مال امروز و دیروز هم نیست. همان سال 76 هم وقتی مردم به سید محمد خاتمی رای دادند، آقای خامنه‌ای بایستی آقای ناطق نوری را به عنوان رییس جمهور معرفی می‌کرد.  و یا سال 80، نباید اجازه انتخاب مجدد خاتمی را به مردم می‌داد ! اما آقای خامنه‌ای باز هم به انتخاب مردم احترام گذاشت. خوب چرا؟! مردم چکاره‌اند ؟
اشتباه دیگر آقای خامنه‌ای این بود که به سخنان «روشنفکران قبیله‌ای» احترامی نگذاشت. مخصوصا به سخنان روشنفکرترین فرد ایرانی!؟ چرا آقای خامنه‌ای دلیل اصلی تقلب را نپذیرفت؟ وقتی ما خودمان را بی‌نیاز از نظرات روشنفکران قبیله‌ای بدانیم، به چه کسی دلخوش باشیم؟ به مردم عوام روستایی عاشق  ساندیس؟... اشتباه دیگر آقای خامنه‌ای این بود که رای آن پیرزن و پیرمرد روستایی «قراخیلی» را، با رای آن مرد و زن باکلاس تهرانی، برابر دانست. خودتان قضاوت کنید، حقیقتا اینها با هم یکی هستند؟

 

در ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۱٠/٢٢  

 

 ناآرام نوشت ؛
... امروز برای ما همه آنچه از تاریخ خواندیم دارد ملموس میشود. همیشه فکر میکردیم خباثت و بی دینی بر چهره اصحاب جمل و سقیفه مثل ماه شب چهارده میدرخشیده و تعجب میکردیم که چگونه حق به این آشکاری را رها میکردند و به باطل میگرویدند.
امروز خیلی راحت میتوانیم تصور کنیم مرد کوفی چندان هم مقصر نبوده که به امام حق خود متعرض میشود که : أیمکن أن یجتمع زبیر و طلحه و عایشه علی باطلٍ؟ آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند؟
این سرگردانی ما، بعد از چهارده قرن تلاش برای عمیق تر شدن مفاهیم دینی هست  پس بر عرب از جاهلیت جسته ای که به محض تلالو نور حق، دوباره با تمام توان اهل باطل به باطل کشیده شده چه باک که نفهمد .... ؛

 

در ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۱٠/۱٥  

ای روح خدا مبارکت باد ... سی سال جوان شد انقلابت

گفته بود و می گویند که 20 سال بعد از امام یک حکومت دیکتاتوری کامل بوده.حرف مفت زدن مالیات ندارد .ادعا داشتن هم
فکر کرده بودند و فکر کرده بودیم که شناخته ایم امام خمینی را
حوادث این هفت ماه اخیر؛ با همه ی تلخی های فراوانش، باهزینه های زیادی که برای نظام درست کرد، خیلی عبرت ها و تجربه ها داشت
این هفت ماه گذشته رجوع به " صحیفه نور " خیلی زیاد شد،نامه ها وسخنرانی هایی که گویا امامان همین امروز و برای ما فرموده اند
با هم بخوانیم 

"
اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد. و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی ، هیچ یک ازاینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم ، به طور انقلابی عمل کرده بودیم ، قلم تمام مطبوعات راشکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم ، و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم ، و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم ، و چوبه های دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم ، این زحمتها پیش نمی آمد.
اگر ما انقلابی بودیم ، اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب راممنوع اعلام می کردیم . تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم . یک حزب ، و آن "حزب الله "، حزب مستضعفین ....؛
 من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم ... ؛
ما نمی ترسیم از اینکه درروزنامه های سابق ، در روزنامه های خارج از ایران ، برای ما چیزی بنویسند. مانمی خواهیم وجاهت در ایران ، در خارج کشور پیدا بکنیم . ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم ، و خواهیم کرد.اشدا علی الکفار رحما بینهم...؛
من باز از همه قشرهای ملت ، از همه روشنفکران ، از همه احزاب ، از همه دستجات وگروهها - گروهها که مع الاسف تاکنون شاید دویست گروه پیدا شده باشد! - تقاضا می کنم که مسیرتان ، مسیر ملت و مسیر اسلام باشد، به ملت بپیوندید؛ صلاح شما در این است که به ملت بپیوندید. اگر خدای نخواسته این نهضت عقب بزند، شماها هم فدای غلطکاریهای خودتان خواهید شد. لکن نهضت ما عقب نخواهد زد و نهضت ما به پیش می رود، و باید سایر ملتها از نهضت ما عبرت بگیرند؛ و حکومتها از حکومت سابق ما وازوضعی که برای او پیش آمد، عبرت بگیرند... ؛"

صحیفه ی امام/ ج 9/ ص 281.284

 

در ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۱٠/٧  

عاشورای میرحسینی !

به نقل از وبلاگ آهستان
خوب حتما خبر دارید که دیروز لباس شخصی ها و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در روز عاشورا به عزاداران میرحسینی و عزاداران سبز حمله کردند و جمعی را به خاک و خون کشیدند
همان طوری که خبر دارید مردم عزادار سبز به یاد مظلومیت میرحسین  مشغول عزاداری بودند و به یاد آتش سوزی خیمه‌ها در روز عاشورا، مشغول آتش زدن بانک‌ها و مغازه‌ها و معابر و ماشین‌های نیروی انتظامی بودند، که ناگهان با حملات وحشیانه ماموران رژیم روبرو شدند و مظلومانه به شهادت رسیدند
گزارش‌ها حاکیست که ماموران رژیم به عزاداران بی‌گناهی که دستهایشان را به علامت تسلیم بالا برده بودند، حمله کردند و به آنها رحم نکردند. .... ؛


پ.ن:
1/
پیش بینی امام از اغتشاشات !
2/
فیلم حضور فائزه هاشمی در اغتشاشات دیروز
3/ چه کسانی لباس شخصی هستند؟ 

ویراش جدید
ما افتخار می کنیم که مانند سید الشهدا روز عاشورا کشته شویم ... و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند. اولا کار اینها با یزید هیچ فرقی نمی کند، ثانیا اگر بخواهند چنین عملی را انجام دهند و بخواهند دستجات ما را بکوبند و مردم را به قتل برسانند ما نیز از هم اکنون مانند حسین علیه السلام اعلام می کنیم که: هر که با ماست به طرف ما بیاید و هر کس با ما نیست به سمت لشگر یزید برود ... چه افتخاری بالاتر از این که در راه دین در راه حسین در راه استقلال مملکت کشته شویم؟
 اینها می خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری از  جوان های ما را منحرف کنند آزادانه، و بسیاری از کارهایی که می خواهند مخفیانه انجام بدهند آزادانه انجام بدهند، برای اینکه آزادی است! بی جهت نیست که در آن نطق های با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام ما مظلوم به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما ... کف می زنند و سوت می کشند

صحیفه ی امام خمینی .جلد 15 . صفحه 32

 

در ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/٩/٢۸  

دوباره بیرق وعلم ... کتیبه های محتشم !

بشوی از چهرهّ مردم غبار خستگی‌ها را
به یاد ما بیاور آن همه پیوستگی‌ها را

دوباره شهر را از دسته‌های سینه‌زن پر کن
بنه مرهم جراحت‌های چندین دستگی‌ها را

چگونه رنگ‌ها ما را جدا کردند، می‌بینی؟!
بیاموزان به ما یکرنگی و وارستگی‌ها را

بس است این دل شکستن‌ها و از یاران گسستن‌ها
کدامین مومیایی بندد این بشکستگی‌ها را؟

تو که خود را حسین و دیگران را شمر می‌دانی،
کجا آخر به دست آوردی این شایستگی‌ها را؟!


غمی زیباست در شور حسینی، یک غم شیرین
که از یاد تو خواهد برد رنج خستگی‌ها را

محرم بار دیگر تکیه‌گاه عشق خواهد شد
اگر برپا نمایی تکیهّ دلبستگی‌ها را!

شاعر:محمدرضا ترکی

 

در ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/٩/٢۱  

حسین حسین شعار ماست/ خمینی افتخار ماست

١/عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ؛ امسال ضد آمریکایی ترین ١۶ آذر را داشتیم. گویا فرار کردن درپوشش جنس مخالف ،رسم مخالفان می شود ،کسانی که خود را مبارز می‌دانند.
٢/ بسیجی برو گم شو. این شعار خیلی مؤدبانه ای است یادمان نرفته که " ادب مرد به ز دولت اوست " !!! ؛
٣/ به خانه ی شیخ ساده لوحی می روند که خون به دل امامان کرد و دم ازخط امام ی بودن می زنند! گفتند نخست وزیر زمان امام ( و حافظه ی تاریخی شان آنقدر نبود که بدانند نخست وزیر زمان ریاست جمهوری حضرت آقا هم بود ) و همین جلبکهای ِطرفدار کسی که تنها راه در صحنه بودنش را "بیانیه صادر کردن " میداند؛ اهانت می‌کنند به امامان
مدعیان راه امام ! تا کی خودتان را به خواب می زنید؟ کی می خواهید خط خودتان را از آشوبگران !! جدا کنید؟ چه وقت اعلام برائت می کنید؟ تا کی منافع سیاسی تان اجازه ی دفاع از آرمانهای انقلاب را بشما نمی دهد؟
۴/ روزگاری علمای ما را به سخره می‌گرفتند...ناگهان در انتخابات علما شدند کعبه ی آمال .آیت ا...جوادی آملی.شماره‌ی دروغین دفتر ایشان را می دادند که زنگ بزنید و..../ وبعد که همین آقای جوادی گفتند:"در حوادث اخیر گوشتان به دهان رهبری باشد ".بایکوت شد !! ؛
۵/ زمانی دفاع مقدس هشت ساله ی مردممان را به سخره گرفتند و شهدایمان را مرده خواندند وبیست و دوسال بعد از پایان جنگ یادشان آمد که همتی بوده و باکری هایی و زین الدینی و جهان آرایی ! ( البته که اجر صبوری خانواده هایشان نزد خدا محفوظ است ،انشاءالله ) و نخواندند و نفهمیدند و ندانستند که شهدایمان که بودند.که بسیجیان امروز از نسل همین ها هستند.وندانستند که شهدا،جانشان بود و جان امامشان.
.....

 پ.ن:صحیفه امام جلد هفتم صفحه ۴۵۶
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند ،یا "جمهوری" میگویند یا "جمهور دموکراتیک "می‌گویند یاجمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند

 

در ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۸/۳٠  

 

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

 

 

در ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/۸/۱۸  

سبز فقط سبز نبی !

خوب است که اهل گفتمان بودند!! وگرنه چه می کردند؟؟

خوب است که با این شعار خودشان و ما را کشتند که " اهل منطق و گفتگو هستیم ".خوب است که ادعا می کردند که ما اهل زندگی هستیم و نه مرگ ! شاید منظورشان این بوده که مرگ فقط برای مخالفان ماست نه نازنینانی مثل یو اس و بریتیش. چه شد آن همه ادعاهای زیبایشان؟ دروغگو کم حافظه است دیگر
جلسه ی سخنرانی بر هم زدن  و فحاشی کردن  و پرتاب کردن کفش جز کار ِ گروه فشار کار ِ هیچ کس نمی تواند باشد به شرط اینکه مجلس ما باشد نه  سخنرانی معلوم الحالی مثل صفار هرندی. چقدر باید تلاش می شد تا این گرگ در لباس میش اینگونه رخ بنماید

وزیر زمان میرحسین و هاشمی بوده که بوده چون مخالف رویه ماست باید به او حمله کرد هرچند نازنینی مثل دکتر مرندی باشد

 برهم زدن کلاس درس استاد فقط کار کسانی است که تحمل مخالف خود را دارند. این اوج تجلی شعار زنده باد مخالف من هست فرقی هم نمیکند این استاد چقدر چهره فرهنگی باشد. این که فامیلیش حداد است و موافق ما نیست کفایت میکند

آشوب در جلسه کسی که خود زمانی دانشجو و زمانی استاد همان دانشگاه بوده _ دکتر محمدجواد لاریجانی دردانشگاه شریف _ فقط از گروهی بر می آید که قدرت بیشتری دارد. این ها همه از نشانه های غیر قابل انکار دیکتاتوری و خفقان است

بر استر قدرت سوار نشدند اینگونه اند اگر میشدند چه می کردند؟؟

سیزده آبان را هم دیدیم، اما ریزش و مرگشان را ندیدند؟

شجاعت قابل تحسین کابوی کوچکتر را هم دیدیم که در غیاب برادر با لباس بلوچ روانه شده بود ! 

شانزده آذر سبزتان را هم می بینیم به سبزی علف های هرز

صد و چهل و خورده ای روز هست که ... زدند به مملکت. حتما در راستای خدمت به میهن هست. چه چیزمان از پاکستان و عراق و افغانستان کم است. چه معنی دارد در این میانه آشوب فقط ما آرامش داشته باشیم. باید همدرد آنها شویم

کاش میفهمیدند این سبزی فقط اسکرین سیور جهنم های عراق و افغانستان بود

 

در ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

۱۳۸۸/٦/۱٩  

رمضان کشتی نوح است نمانید شما

...
دل من مرده هلا زنده دلان شب قدر
بر دلم فاتحه ای تازه بخوانید شما

وقت آن است که جانی بکشانید به اوج
دم آن است که روحی بدمانید شما

از جوان پیری ما هیچ مگیرید سراغ
دمتان گرم که پیران جوانید شما

مرحباتان که در این دور هدرها و هبا
گرد خورشید ازل در دورانید شما

درد ما دلشدگان را بسرایید به شعر
داد ما سوختگان را بستانید شما

گاه افطار و سحر سفره نورید و دعا
چون سحرگاه رسد بانگ اذانید شما

هفت پشتم همه از تیره باران بودند
همم از  طایفه اشک بدانید شما

ما در این غمکده ها دست به کاری نزدیم
کاش و ای کاش که کاری بتوانید شما

***
روزهایی که گذشتند دلم غلغله بود
ای که فردای زمین را نگرانید شما

تن یاران وطن پر شده از شعله و زخم
باز بر زخم چرا زخم زبانید شما

گوسپندید؟ نه! گرگید؟ نه! ماندم که که اید
نه امیرید شمایان، نه شبانید شما

آه و صد آه یکی قصه نخواندید ز درد
حیف و صد حیف یکی نکته ندانید شما

ای فسوسا که به دنبال مقام افتادید
ای دریغا که پی نام و نشانید شما

حاجتی هست اگر مردن ایمان شماست
چه کسی گفته که محتاج به نانید شما

هان ببینید در آیینه که تصویر که اید؟
هم از آیینه بپرسید کیانید شما

از هیاهوی شما چشم وطن آب نخورد
ما شنیدیم که صاحب نظرانید شما!!

این و آن راه به فردای هدایت بردند
ای دریغا که نه اینید و نه آنید شما

نکند گم شده از دست شما خاتم عمر
بر چه عهدید شما  در چه زمانید شما

ظاهرا گرچه به دل غصه غیبت دارید
در پس پرده تزویر نهانید شما

گرچه گفتید به دشنام مرا ابن فلان
من نگویم که فلان ابن فلانید شما

همزبانید ولی محرم بیگانه شدید
مهربانید ولی تلخ دهانید شما

 شاعرانید ولی از غم مردم دورید
نه بدیع و نه معانی نه بیانید شما

نیست در شعر شما هیچ امیدی به فروغ
بی خبر از غم و درد اخوانید شما

بیش از این از ستم خلق خدا دم مزنید
با همه همهمه ها بی همگانید شما

ما اگر بار گران بود گذشتیم و گذشت
ای دریغا که همه بار گرانید شما

خاک ایران نسب از خون سیاوش دارد
آتش افروزانا در چه گمانید شما

نکند راز دل سوختگان فاش شود
نکند نامه به بیگانه رسانید شما

مهره نرد هوس، بازی تان خواهد داد
تا به کی مضحکه هرهیجانید شما

یا از این دمدمه خود را به کناری بکشید
یا از این وسوسه خود را برهانید شما

خاکریزی ست که یکباره فرو می ریزد
بازگردید که در خط امانید شما

***
هله یاران منا دشمن جانی نشوید
خصم را بر سر جایش بنشانید شما

هین بهار رمضان است به دل پردازید
گردی از جان و دل خود بتکانید شما

کاش صافی شود از دُرد، دل و دین شما
رمضان آمده عین رمضانید شما

صبح اگر کشتی این قوم به جودی بنشست
از منش نیز سلامی برسانید شما

علیرضا قزوه/ شهریور ماه ۱۳۸۸

 

 

در ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ نوشته شد. بشری

پیام های دیگران  


 

بشري کده

صندوق پستي

افاضات السابقه

آرامِ من


لینک های آشنا

ناآرام
امیربیان
الهدی
طولانی
سایرن
مولایم
یاس
مشکات
حوریب
عشقی
یک طلبه
عابرپیاده
آقا مهدی
خیبرشکن
محمدحسین
دستنوشته‌های یک سارا
دستنوشته های یک دانشجو
سیصد و سیزده بهشتی
یک استکان چای داغ
نوشته‌های یک ناظم
عشق علیه السلام
مامان محمد مهدی
دیده بان برج مینو
کشکول جوانی
پرسه در خیال
بچه های قلم
من،بی نقاب
یک وجب دل
غریب قریب
غریبستان
منبرنت
سبزشریف
آهستان
سجاد صفار
میخکوب
بازباران
بوم من
اسکالپل
پاسداران
بزرگوار
کم حرفی
اتاقچه
نیایش
مائده
قاف
پروا
پریا
نهانی
لیلا


چندتا سایت

شیعه نیوز


کتاب نیوز


لوح


شهاب مرادی

کتاب فروشی آنلاین